تبلیغات
خانه ی من - یاد دانشگاه + سوغاتی
خانه ی من
یه مدت نیستم دلم براتون تنگ می شه
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 5 خرداد 1388 توسط آلیس | نظرات ()

سلام میكنم به همه ی بچه های خوشكل و مامانی و ناناز به همه ی دوستای مهربون خودم

اول از همه به تبسم جون تبریك میگم واسه عروسیش امیدوارم خوشبخت بشه

دیروز دو تا اتفاق باهم افتاد صبحی یكی از بهترین دوستای دوره دانشگاهم  اومد پیشم كه با هم بریم دانشگاه مدرك اصلیمونو بگیریم ( به علت نداشتن وقت 8 ماه پیش باید میرفتیم نرفته

 بودیم ) هر چند فرقی هم نداشت چون گفتن یه ماهه دیگه بیاین آخه تمبر های مالیاتیمون مثل اینكه ظاهرا گم شده بوده ظهری هم ناهار اومد خونمون كه مامانم یه سبزی پلو ماهی خوشمزه واسش درست كرد36_1_51.gif آخه این یكی از بهترین و صمیمی ترین دوستای دوره دانشگاهم بود كه هنوز باهاش رفت و آمد دارم بعد از ناهارم نشستیم كل جهازمو ریختیم دور و برمون و هی میخندیدیم  خیلی دلم براش تنگ شده بود یاد اون روزای اول دانشگاه افتادم كه همش ترم اول كلاسارو طوری بر میداشتیم كه تو

 دانشگاه بیشتر باشیم ( ذوق و شوق یش از حد ترمكی ها ) خلاصه كلی می خندیدیم و شوخی میكردیم هیچ وقت یادم نمیره اون روزای اول دانشگاهو چه گروه خوبی داشتیم همه بچه ها با هم پا میشدیم میرفتیم تریاو مسخره بازی میكردیم  خیلی به هم وابسته شده بودیم دختر و پسر هم معنی نداشت  دوشتنبه ها توی كارگاه

 كامپیوتر همه میز گرد تشكیل میدادیم از سیخ تا سوزن زندیگمونو میگفتیم خاطره تعریف میكردیم خالاصه بحث از هر چیزی بود جز درس  و اینچنین بود كه من و نامزدی با هم آشنا شدیم  هر چند قبلا یه رابطه فامیلی دور هم داشتیم )یخیال باز بعدا جریان آشناییمونو میگم بهتون

این پستو گذاشتم چون خیلی خوشحال بودم از اینكه دوستم پیشم بود

دیشب هم دایی بالاخره سوغاتیهاشو داد واسه من یه سرویس روتختی آورده بود خیلی خوشكله واسه وقتی كه روتختیت كثیف بشه بخوای بشوری یا دلتو بزنه میتونی اینو بندازی حالا باز عكسشو میزارم یه سری خورده ریزه ها هم كه یادم نبود تا دیروز كه داشتم جهازمو به دوستم نشون میدادم پیداشون كردم كه تو لیستمم نیست اضافه میكنم همنیجا باز تا عكسشو بزارم

1- كفگیر و ملاقه چوبی

2- نمكدان شیشه ای

3- قاشق و چنگال دم دستی دو دست

-----------------------------------

پ ن - بچه ها برام دعا كنین یه موقعیت كاری خوب پیش اومده واسه هم خودم هم نامزدم اگه درست بشه خیلی عالی میشه كلی از زندگی جلو می افتیم

ببخشید اینقدر طولانی شد



درباره وبلاگ

من و نامزدم از سال 1385 عقد کرده ایم و تا اکنون درگیر ساخت منزل و تهیه جهیزیه بوده ایم حال تصمیم گرفتیم هم برای بهتر چیده شدن منزلمان و هم برای کمک به دیگر زوجان با راهنمایی شما عزیزان منزلی زیبا بچینیم

پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
جستجو
آخرین مطالب
آرشیو
موضوعات
نویسندگان
پیوند ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :