تبلیغات
خانه ی من - تاخیر عیدانه + آلیس خسته
خانه ی من
یه مدت نیستم دلم براتون تنگ می شه
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1 مهر 1388 توسط آلیس | نظرات ()

سلام سلام به همه ی دوستای خوب و ناناز و دوست داشتنی خودم

دیدین بالاخره ماه رمضونم تموم شدببخشید كه دارم با تاخیر تبریك میگم آخه یكم سرم شلوغ بود هم خونه تكونی خونه مامانم اینا گردن من افتاده بود همم كه خونه ی خودم بدیگه شما به بزرگی خودتون ببخشید

آهان یادم اومد اول از روز قبل عید بگم كه رفتم آرایشگاه واسه اصلاح هر چی به آرایشگره گفتم ابروهامو پهن بردار آخه خیلی مرتب در اومده بود اولش گفت باشه ولی وقتی از رو صندلی بلند شدم دیدم وا نصف ابروهام نیست البته نه اینكه خیلی باریك نه ولی من فقط می خواستم یه ذره مرتب بشه تا عروسیم بهش كه اعتراض كردم می دونین چی گفت ؟ گفت تو هر وقت میای میگی پهن بردار عروسیم نزدیكه ای بابا یه ساله این حرفو میزنی بی خیال بابا حالا فعلا برو حال كن كو تا عروسیت راست میگفت طفلی یه 6 ماهی هست كه هر وقت رفتم همین حرفو زدم دیدم خیلی هم بیراه نمیگه دیگه بعدش اومدم خونه و تمیز كاری برا عید و همه از ابروهام تعریف كردن فقط نامزدم گفت چرا باریكش كردی گفتم كو تا عروسی ولی خیلی تغییر كرده بودم فكر كنین من از اول عید نوروز همش فقط ابروهامو مرتب می كردم دیگه دیدم فایده كه نداره هی الكی دلمو خوش كنم دیگه این بود كه زدم به در بیخیالی روز بعد از عید هم كابینتهامون حاضر بود قرار شد ظهرش بریم یكم آشپزخونه رو تمیز كنیم كه كابینت ساز بیاد نصبشون كنه چشمتون روز بد نبینه من و آقایی تنها سر ظهری رفتیم خونه و شروع كردیم به تمیز كاری از ساعت 2 شروع كردیم تا 5 بعد از ظهر بدون اینكه كسی بیاد كمكمون تموم دیوارهای آشپزخونه رو از سقف شستیم و دیگه حسابی خسته شدم و بعدش رفتم خونه خودمون و یه دوش گرفتم خوابیدم تا شب

بدبختی این بود كه كابینت ساز هم تشریف نیاورد نصبشون كنه و ما انگار الكی ان همه كارو تنهایی انجام داده بودیم ناگفته نماند كه باز ماجراها داشتیم سر رنگ كابینت كه اونجوری كه می خواستم در نیومد و دو بار رنگ رو رنگ زد تا یكم بهتر شد ولی خوب من كه ندیدم آخرشو ولی فردا قراره برم ببینم چجوری شده دیگه اینكه كلی عكس آپلود كردم الان كه میخواستم بزارم تو سایت متاسفانه نشون نمیده باز باید برم دوباره با یه سایت دیگه آپلودشون كنم پس عكسا رو میزارم واسه فردا كه برم از كابینت ها هم عكس بگیرم بعد همه رو یه دفعه می زارم خوب دیگه ببخشید سر درد شدین فكر كنم بس كه پرحرفی كردم شرمنده

-------------------

پ ن : قرار بود شب عید بیان جواب عروسی بگیرم ولی نیومدن نمیدونم چی با خودشون فكر می كنن البته چون من به نامزدم اولتیماتوم دادم كه یا نیان یا درست بیان چون بابای من كوتاه نمیاد كه یه دونه دخترش بدون عروسی بره خونه شوهر  و سر این ماجرا كه اونا میگن ماه عسل بدون هیچ مجلسی و بابام میگه ما برا دخترمون عروسی میگیریم كلی ماجرا داشتیم كه بماند



درباره وبلاگ

من و نامزدم از سال 1385 عقد کرده ایم و تا اکنون درگیر ساخت منزل و تهیه جهیزیه بوده ایم حال تصمیم گرفتیم هم برای بهتر چیده شدن منزلمان و هم برای کمک به دیگر زوجان با راهنمایی شما عزیزان منزلی زیبا بچینیم

پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
جستجو
آخرین مطالب
آرشیو
موضوعات
نویسندگان
پیوند ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :